با خودم که فکر می کنم

خنده ام می گیرد!

خنده ام می گیرد

از سادگی دلم   

از اینکه یک دنیا مهربانی را

دوست دارم نثار دیگران بکنم

***

خنده ام می گیرد!

خنده ام می گیرد

زمانی که مردم بهایی به احساسم نمی دهند و دیوانه خطابم می کنند!

مردمی که دوستشان دارم

با تمام وجودم

ولی شاید این دوست داشتن برای آن ها بی ارزش است !

***

باشد دیگر نمی خندم !

دیگر نمی خندم و دیگر نخواهم گذاشت بودنم را لحظه ای حس کنند!

آری !

با خودم قهر می کنم و دیگر نمی خندم!

***

انگار محبت در دل هیچ کس جایی ندارد!

منظورم ترحم نیست !!!

محبت را می گویم !!!

***

از کسی دلگیر نیستم ! نه!

از خودم دلگیرم!

از خودم دلگیرم

که چرا مثل هیچ کس نیستم!

از خودم دلگیرم

که چرا همه چیز را ساده ی ساده می بینم!

از کسی دلگیر نیستم ! نه!

 و نخواهم بود!

من ...

دلگیر بودن از کسی را بلد نیستم!

***

و اما از امروز

با خودم قهر می کنم

با خودم قهر می کنم و دیگر نمی خندم!  

و به نام او که مرا دوست دارد  و دوست دارمش

سوگند یاد می کنم !

و دیگر هیچ وقت ...

هیچ وقت نمی خندم!


>> نیا

========================

نظر یادتون نره !!!