"فرهنگ ساختنی نیست، دانه ای است نیازمند رشد."
خاک می خواهد، آب می خواهد، نور می خواهد ، مراقبت می خواهد و از همه مهمتر صبر و زمان.
آنچه که واضح است برای "ساختن فرهنگ " یا "رشد فرهنگ" زمان لازم است و اگر حرکتی و تغییری سریع در آن انجام شود نتیجه مثبتی نخواهد داشت.
فرهنگ در طول زمان شکل میگیرد و تحمیل ان نتیجه ای نخواهد داشت. به عنوان مثال در کشور ما رانندگی با سرعت زیاد یا عبور از جاده عبور ممنوع به نوعی زرنگی حساب میشود و دلیل آن این است که ما قوانین راهنمایی و رانندگی را کپی کرده ایم و مردم ما با آن بیگانه اند. حال اگر ماشین و جاده توسط خود ما ساخته می شد و مشکلات سالهای اولیه استفاده از راهنمایی و رانندگی را تجربه می کردیم ، به طور خود جوش قوانین آن را از دل همین مردم ، خودمان وضع میکردیم و با فرهنگ آن اخت میگرفتیم. باید اول از خودمان شروع کنیم و صبر داشته باشیم...صبر.

جلال آل احمد در کتاب غربزدگی جایی می نویسد : تراکتور سامان دهکده را به هم زده است...منظور تکنولوژی وارداتی است. ببینید در کشور ما قبل از آن که نیاز به موبایل تعریف شود ، خود موبایل وارد می شود. نتیجه این که فرهنگ استفاده از این وسیله وجود ندارد و به ما تحمیل شده است. حالا فکر کنید موبایل اختراع خودمان بود. پله به پله:
1 - وجود شغل های صنعتی تازه تاسیس باعث بیشتر شدن مسافرت ها و حملو نقل میشد.
2 - نیاز به ارتباطات با پیشرفت صنعت بیشتر می شد.
3- تلگراف های اولیه اختراع می شد .
4 - چندین سال با مشکلات تلگراف دست و پنجه نرم می کردیم و مردانی از درون خودمان تلفن را اختراع می کردند.
و ...
وهمین طور پله به پله تا این که به موبایل و نیاز به موبایل میرسیدیم. آنوقت آیا فرهنگ استفاده ما از موبایل با آنچه امروز وجود دارد یکسان بود؟ موبایل فقط یک مثال است از تغییر ناگهانی. در مورد تلوزیون و اینترنت و ... هم به همین منوال. نکته این که همه ی این تفاسیر فقط یکی از دلایل مشکلات فرهنگی است. و چنان که در نوشته قبل گفتم یافتن پاسخی جامع و کامل به این سوال کار دشواری است و نیاز به تخصص و تفحص دارد .