شعر_ادبی
با سلام یک شعر نو از خودم گذاشتم و این شعر رو تقدیم میکنم به دوست خوبم امیر عاشوری ![]()
تاریکی غوطه ور در شب
ودرونم سیاه تر از تاریکی
و تاریکی دست بر روزن امید
به هوا خواهی شب
امید نیست بر تاریکی بیشتر
که می کشد روز
هراسان از امید واهی
نیست جز تاریکی برای دلم
روشنی تاریک غم
بر وجودم سوسو می کند
و فریاد سکوت سراسر وجودم پیچیده
با چشمان باز در کوچه پس کوچه های تاریکی
قدم می زنم...
B.S
۶.۸.۸۹
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۱۱ ساعت 11:54 توسط بهزاد سرور احمدی
|