* تحلیل مسائل استراتژیک سازمان

تعریف:

مسائل استراتژیک درک آثار متغیرهای محیطی برروی سیرهای پیش رو سازمان می باشد و استراتژی ها راه کارهای غلبه بر این مسایل می باشند.

ویژگی های مسائل استراتژیک:

1.باید به اختصار و به طور کامل و فقط در یک پاراگراف توصیف شوند.

2.عواملی که مساله را تحت تاثیر قرار می دهند یا از آن تاثیر می پذیرند باید مشخص گردند.

3.برنامه ریزان باید نتایج و بازتاب ناشی از نارسایی و عدم موفقیت یا موفقیت در برخورد مناسب با موضوع را مشخص سازند.

برای تعیین و تحلیل مسائل استراتژیک می توان مراحل زیر را طی کرد:

1.نعیین لیست مقدماتی موضوعات استراتژیک

2.تحلیل اثر موضوعات و دسته بندی

3.تست استراتژیک بودن موضوعات (حذف موضوعات غیر استراتژیک) 

4.فرموله کردن مسائل استراتژیک(بررسی دقیق موضوع برای روشن شدن صورت مسئله و یافتن راه حل هایی جهت برخورد با مسئله)

عوامل  کلیدی موفقیت در تحلیل مسائل استراتژیک یک سازمان شامل موارد زیر می باشند:

* تحلیل روابط علی و معلولی برای رفع مسائل استراتژیک

یکی از عواملی که باعث به وجود آمدن مشکلات در مسائل استراتزیک می باشد گلوگاه ها هستند که در زیر آنها را بررسی می کنیم:

گلوگاه چیست؟
فرصت ها از طریق منافع بالقوه نهفته در آنها ، كشف می شوند. ولی دستیابی به این منافع مستلزم فراهم شدن عوامل لازم است. این عوامل، عناصر مفقوده منابع بالفعل هستند و به سه گروه كلی تقسیم می شوند.

 اولین گروه عواملی اند كه فراهم ساختن آنها برای همگان میسر است و اهمیتی در استراتژی ندارند.
گروه دوم، عواملی اند كه دستیابی به آنها نوعاً با پیچیدگی همراه است ، ولی در سازمان وجود دارد (این عوامل شایستگی های كلیدی سازمان به حساب می آیند و نقش مهمی در ایجاد مزیت های رقابتی دارند .
توانمندی در غیر موضوعات گلوگاهی ، شایستگی كلیدی محسوب نمی شود ، زیرا دستیابی به آن برای همه امكان پذیر است.
گروه سوم، عواملی اند كه در تحقق منافع نهفته در فرصت ، نقش كلیدی داشته و دستیابی به آنها باپیچیدگی هایی همراه است. به این عوامل ، عوامل حیاتی موفقیت یا گلوگاه گفته می شود . گلوگاه ها موانع اصلی سازمان در دستیابی به اهداف استراتژیك (منافع نهفته در فرصت های استراتژیك) میباشند و شناخت آنها از اهمیت زیادی برخورد است.

گلوگاه ها به دو صورت ظاهر می شوند:منابع و فرآیندها

منابع کلیدی شامل کلیه عواملی هستند که از خارج سازمان تامین می شوند مانند مواد اولیه و منابع انسانی ویژه.

فرآیند ها متوجه سازوکارهایی داخلی سازمان می باشند و ایجاد کننده ارزش کالا و خدمات سازمان از دیدگاه مشتری هستند.

تشخیص گلوگاه ها:

تشخیص گلوگاه های سازمان یک موضوع مهم است.تجزیه و تحلیل گلوگاه ها در سه گام انجام

می شود:

گام اول: در این گام باید عوامل لازم برای تحقق منافع نهفته در فرصت شناسایی شود . برای این گام دو رویكرد كلی وجود دارد: رویكرد عینی و رویكرد ذهنی.

گام دوم: این عوامل به دو گروه تقسیم می شوند: گروه اول شامل مواردی است كه دستیابی به آنها ازپیچیدگی خاصی برخوردار نیستند (عوامل غیر استراتژیك ) و در گروه دوم ، عوامل استراتژیك دستیابی به منابع نهفته، در فرصت باقی می مانند.

گام سوم: قابلیت های موجود سازمان در این مرحله، شایستگی های كلیدی را نشان می دهد و كمبود عوامل استراتژیك، گلوگاه های سازمان را مشخص می سازد. برای یك كمپانی خودروسازی، طراحان ممتاز، تكنولوژی موتور هیدروژنی و دستیابی اقتصادی به پیل سوختی، شایستگیهای كلیدی آن را نشان می دهند و شبكه تولید و توزیع سوخت هیدروژن مایع، گلوگاه اصلی این فرصت است.گلوگاه ها نقطه تمركز تلاش های فكری برای دستیابی به یك استراتژی اثربخش را نشان می دهند، یافته های كه زیربنای راهیابی استراتژیك را فراهم می سازد.

استراتژی، گلوگاه های موجود در رابطه با یك فرصت را به شایستگی های كلیدی تبدیل می كند و بدین گونه دستیابی به اهداف استراتژیك میسر می گردد. تحلیل گلوگاه ها كار را برای مرحله راهیابی استراتژیك آماده می سازد.
استراتژی قدرت خود را از تمركز می ستاند و گلوگاه ها كانون این تمركز را نشان می دهند . بدون تشخیص گلوگاه ها، تلاش برای تدوین یك استراتژی ، مجاهده ای كور و بی جهت خواهد بود. برای دستیابی به استراتژی اثربخش ، ابتدا باید فرصت و سپس گلوگاه های دستیابی به منافع نهفته در فرصت را شناخت و به این ترتیب مقدمات لازم برای شكل گیری یك راهكار مناسب استراتژیك فراهم می شود.
در نتیجه برای رفع گلوگاه ها بایستی آنها را به شایستگی های کلیدی سازمان تبدیل کرد.