تصور کن که بهشتی نبود

راحته اگر که سعی کنی ( تصور کنی )

جهنم بر ما غرش نمی کرد

آسمان فقط بالای سر ما بود

تصور کن که همه مردم

برای امروز زندگی می کردند

*

تصور کن که اینجا کشوری ( حد و مرزی ) وجود نداشت

تصور کردن این سخت نیست

هیچ چیز برای کشتن یا مردن وجود نداشت

تصور کن که همه مردم

زندگی خود را در آرامش و صلح می گذراندند

*

ممکن است که بگویی من یک خیال پرداز هستم

اما فقط من یکی اینگونه نیستم

امیدوارم که روزی شما هم به ما ملحق شوید

و دنیای ما یکی بشود



تصور کن که حق مالکیتی وجود نداشت

برای من حیرت انگیز است اگر تو بتوانی ( تصور کنی )

احتیاجی به طمع ورزیدن و اشتیاق داشتن نبود

فقط احساس برادری

تصور کن که همه مردم

دنیا را با هم تقسیم می کردند

*
ممکن است که بگویی من یک خیال پرداز هستم

اما فقط من یکی اینگونه نیستم

امیدوارم که روزی شما هم به ما ملحق شوید

و دنیای ما یکی بشود