یک نفر هست...-ادبی
((یک نفر هست...!))
مهربانم،ای خوب!
یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که اینجا
بین آدم هایی،که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها،به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است...
مهربانم،ای خوب!
یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که چشمش؛
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است؛
زیر این سقف بلند،هر کجایی هستی،به سلامت
و دلت همواره محو شادی و تبسم باشد...
مهربانم،ای خوب!
یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که دنیایش را
همه هستی و رویایش را،
به شکوفایی احساس تو پیوند زده
و دلش می خواهد،لحظه ها را با تو،به خدا بسپارد
مهربانم،ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها،با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس خیال است و سرور!
مهربانم!این بار،یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو،به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت،هر صبح،گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش،راهی خانه ی خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی...
(مهین رضوانی فرد)